تبليغاتX
هزارتو

هزارتو

**سا ل نو مبارک**

 

                         

**** نوروز پیروز ****

 

 

با آرزوی سالی سرشار از موفقیت و کامیابی

(سحر.ع)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط سحر.ع  | 

چهارشنبه سوري

          چهارشنبه سوري مبارک

 

                        مريم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط مریم  | 

کاش

كاش مي شد اشك را تحديد كرد

                                      مدت لبخند را تمديد كرد

كاش مي شد در ميان لحظه ها

                                     لحظه ي ديدار را نزديك كرد

                               

                                 "مريم"www.wondergirls.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط مریم  | 

عکس هایی از ماریا شاراپووا

Maria Sharapova - maria_sharapova_007Maria Sharapova - maria_sharapova_006Maria Sharapova - maria_sharapova_009

سحر.ع

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط سحر.ع  | 

www

 

نه باغ و نه بستان و نه چمن مي خواهم

                        نه سرو و نه گل و نه ياسمن مي خواهم

خواهم ز خداي خويش كنجي كه در آن

                        من باشم و آن كسي كه من مي خواهم

"مريم"

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط مریم  | 

 

داستان شنل قرمزي و دوستان درقرن 21

یکي بود يکي نبود غير از خداي مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده . هرچي SMS هم براش ميزنم باز جواب نمده . online   هم نشده چند روزه!!! نگرانشم . چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره  !
شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي .

مادرش گفت : يا با زبون خوش مي ري يا مي دمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه .
 شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه مي رم . فقط خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.مي خوان ازت خواستگاري کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . يا رابين هود يا هيچ کس دیگه!!!
 من فقط اون و مي خوام ...
 شنل قرمزي با پژوي   206  آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه .
شنل‌ قرمزي : حنا کجا ميري ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن .
شنل‌ قرمزي : اي نا کس حالا تنها مي پري ديگه !!
حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن اُمل بازي در آوردي!!! بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن .
 شنل‌ قرمزي : حتما اون دختره ايکبیري سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوش شانس ميان .
شنل‌ قرمزي : برو دختره ............ ......... .....  ( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
 شنل قرمزي يه تیک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده . پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!! ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن . ميره جلو سوارش ميکنه .
 شنل‌ قرمزي: تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!
نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه . با اون مرتيکه ... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون . 
شنل‌ قرمزي: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش . اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون . زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل‌ قرمزي: نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد !!!
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي . جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن !
شنل‌ قرمزي: عجب !!!!!!!!!!!! !!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن . دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه .
 شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيبل شد . بچه مايه دار شدي  ، بقيه همه بد بخت شدن
الهه (گل یخ)
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط الهه  | 

only black

 
این شعر رو یه بچه آفریقایی نوشته حتماَ تا آخر بخونش
 
This poem was nominated poem of 2005. Written by an
African kid, amazing thought:
 
"When I born, I Black, When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black,
When I sick, I Black, And when I die, I still
Black...
And you White fellow, When you born, you pink, When
you grow up, you White, When you go in Sun, you Red,
When you cold, you blue, When you scared, you yellow,
When you sick, you Green, And when you die, you
Gray... And you call me coloured skin???.........
الهه
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط الهه  | 

پشت صحنه ی زیر تیغ

سحر.آ. سحر.ع.

+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1385ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط سحر.ع  | 

تولد

مریم جونم تولدت مبارک

کوچپولوی من ایشاا... ۱۲۰ ساله می شی بعدش هم با عرض معذرت......

تولدت مبارک

الهه

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط الهه  | 

سحر.ع و سحر.آ

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط سحر.ع  |